I am free because I am aware.

آناتومی شلوغی یک ذهن خالق: چرا نباید آرام باشیم؟The Anatomy of a Restless Creator: Why Peace is Not the Goal

تصویر
  آناتومی شلوغی یک ذهن خالق: چرا نباید آرام گرفت؟ بزرگ‌ترین دروغی که درباره بیداری، آگاهی و مسیر موفقیت به ما فروخته‌اند این است: «انسان همیشه در صلح و آرامش است.» به ما یاد داده‌اند که اگر حالت خوب باشد، باید شب‌ها راحت بخوابی و ذهنت مثل یک برکه ساکت باشد. اما این یک فریب بزرگ است. آرامشِ مطلق مالِ سنگهاست؛ مالِ کسانی است که هیچ رؤیایی ندارند، هیچ مرزی را جابجا نمی‌کنند و چیزی در این جهان خلق نمی‌کنند. ذهن یک معمار، یک آرتیست و کسی که می‌خواهد بازی دنیا را تغییر دهد، شبیه به یک رآکتور هسته‌ای است. مدام در حال انفجار، مدام در حال تولید فرکانس، و مدام در حال فروپاشی و بازسازی. اگر شما هم مثل من شب‌هایی را دارید که دلتان بدجور می‌گیرد، خواب به چشمانتان نمی‌آید و ضربان ذهنتان با سکوت اتاق همخوانی ندارد، این متن برای شماست. این یک مشکل نیست، یک ارتقاءست! وقتی در تاریکی شب بیدار می‌مانید و عجیبی را روی شانه‌هایتان حس می‌کنید، به این معنی نیست که راه را گم کرده‌اید یا ضعیف شده‌اید. خطای دیدتان را پاک کنید؛ این دل‌گرفتگی یک هشدار روحی و وجودی است که می‌گوید: «ظرفیتِ فعلیِ زندگی‌ها برای رو...

هوش مصنوعی 10سال بعد=هوش واقعی،😵

 

هوش مصنوعی ۱۰سال بعد :

من از هوش مصنوعی نمی‌ترسم،
چون دنیا هوش نیست،
وانیه
مصنوعی آینه‌س.
هر چی توی ذهن بشره، همونو برمی‌گردونه.
اگر سوال احمقانه بدی، جواب احمقانه می‌گیری.
اگر با شعور بیای، ابزار می‌شه، نه دشمن.
ترس اصلی این نی که ماشینا فکر کنن،
ترس اینه که آدما دیگه فکر نکنن.
این که همه مصرف کننده شن،
ولی هیچ‌کس خالق نباشه.
من میبینم یه عده از هوش مصنوعی بت میسازند.
یه عده دیگه شیطان.
در حالی که نه خداست، نه دشمن؛
چاقویی ست ک
باهاش ​​میتونی نون ببری،
یا یکی رو بزنی.
وقتی می‌شود 
که قدرت می‌افتد دست کسی را
که خودش هنوز نمی‌دونه کیه.
آنوقت هوش مصنوعی
به‌جای آزاد کردن ذهن‌ها،
ابزار کنترل می‌شود.
من از این فناوری استفاده می کنم،
نه برای تنبلی،
نه برای سرعت.
نه برای تقلید،
بلکه برای ساختن چیزی
که معمولاً نبوده است.
هوش مصنوعی آینده نیست،
آیینِه ی حاله.
هر چی ما هستیم،
فردا با صد برابر قدرت برمی‌گرده.
اگر آگاه نباشم
خیلی سریع رشد می‌کنم
و چیزی که نگران می‌شود خودِ هوش مصنوعی نیست،
این نیست که تا ده سال دیگر ماشین قوی تر می‌شود،
این که همه دنیا
دست چند نفری می‌بینند
که ما حتی اسمشان را درست نمی‌دانیم.
هر آپ،
هر صدا،
هر عکس،
هر فکر نصفه یی که نوشتی و پاک کردی،
همه ذخیره می‌شه.
نه برای خاطره،
برای تحلیل.
تا ده سال دیگه،
اونا ما را بهتر از خود ما می شناسیم.
می‌دونن چی می‌ترسوند،
چی خوشحالمون میکنه
چی باعث عصبانیت ما میشه 
و با کدوم جمله می‌شه ما ره هل داد
همون چیزی که خودشون می‌خوان.
آنوقت جنگ‌ها
دیگر فقط با تفنگ نیست.
با خبر شروع میشه،
با الگوریتم ادامه پیدا میکنه،
و با ذهن آدم تموم می‌شه.
تصمیمات دیگه جمعی نیست،
پیشنهادی پتشه.
تو فکر میکنی انتخاب کردی،
در حالی که
قبلاً برات چیده شده بود.
هوش مصنوعی علیه آدم‌ها می‌شه
نه با زور،
با آسودگی.
با این که «لازم نیست فکر کنی، ما فکر کردیم».
و خطرناکترین زندان
اون زندانیه که
دیوارش دیده نمیشه.
من نمی‌گم تکنولوژی بده.
من پتگم
وقتی قدرت از اخلاق جلو بزنه
فاجعه فقط موضوعی زمانه.
اگر آگاه نباشید
مصنوعی می‌شه مغز دومِ قدرت.
و آدم
  از انسان
می‌شه به دیتا.
به عدد،
به الگو،
به چیزی که می‌شه پیش‌بینییش کرد .
برای همین من هنوز روی فکر خودم
حساسم.
روی سوالم.
روی شیک سانتیم.

چون شاید تنها چیزی
که تا اون روز
نتونن کامل شبیه سازی کنن،
انسانِ آگاه.
نویسنده (مهدی دیویل)

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

منبع پنهان قدرت انسان سفری از قلب به قلمرو مغز

عشق؛ مرگِ توهم، تولدِ آگاهی

بیداری »» ناجی درون »» و اصالت آگاهی,The Awakening »» The Inner Savior »» and the Authenticity of