I am free because I am aware.

آناتومی شلوغی یک ذهن خالق: چرا نباید آرام باشیم؟The Anatomy of a Restless Creator: Why Peace is Not the Goal

تصویر
  آناتومی شلوغی یک ذهن خالق: چرا نباید آرام گرفت؟ بزرگ‌ترین دروغی که درباره بیداری، آگاهی و مسیر موفقیت به ما فروخته‌اند این است: «انسان همیشه در صلح و آرامش است.» به ما یاد داده‌اند که اگر حالت خوب باشد، باید شب‌ها راحت بخوابی و ذهنت مثل یک برکه ساکت باشد. اما این یک فریب بزرگ است. آرامشِ مطلق مالِ سنگهاست؛ مالِ کسانی است که هیچ رؤیایی ندارند، هیچ مرزی را جابجا نمی‌کنند و چیزی در این جهان خلق نمی‌کنند. ذهن یک معمار، یک آرتیست و کسی که می‌خواهد بازی دنیا را تغییر دهد، شبیه به یک رآکتور هسته‌ای است. مدام در حال انفجار، مدام در حال تولید فرکانس، و مدام در حال فروپاشی و بازسازی. اگر شما هم مثل من شب‌هایی را دارید که دلتان بدجور می‌گیرد، خواب به چشمانتان نمی‌آید و ضربان ذهنتان با سکوت اتاق همخوانی ندارد، این متن برای شماست. این یک مشکل نیست، یک ارتقاءست! وقتی در تاریکی شب بیدار می‌مانید و عجیبی را روی شانه‌هایتان حس می‌کنید، به این معنی نیست که راه را گم کرده‌اید یا ضعیف شده‌اید. خطای دیدتان را پاک کنید؛ این دل‌گرفتگی یک هشدار روحی و وجودی است که می‌گوید: «ظرفیتِ فعلیِ زندگی‌ها برای رو...

Awareness (,آگاهی )



آزادی یعنی:
آزادی سالاست که به عنوان یک شعار مصرف می شود. کلماتی که روی دیوارها، بنره‌ها و سخنرانی‌ها تکرار می‌شوند، اما کمتر کسی مکث کرده تا بپرسد: آزادی دقیقاً از کجا شروع می‌شود؟
ما آزادی را اکثر با شکستن قفل‌ها اشتباه گرفته‌ایم، که قفل اصلی جای دیگری است. در ذهن. ذهنی که اگر بسته باشد، حتی در بازترین فضاها هم زندانی می‌ماند.
آزادی از کجا آغاز می شود؟
آزادی نه از خیابان شروع می‌شود، نه از فریاد و نه از وعده‌هایی که فردایش فراموش می‌شوند. آزادی از لحظه آغاز می‌شود که انسان میفهمد. وقتی می‌پرسد، وقتی به آنچه او داده‌اند شک می‌کند، وقتی جرئت می‌کند بپرسد «چرا؟».
به ما نگفتند آزادی اول یک فرآیند فکری‌ست. گفتند ساکت باش تا زنده بمانی. اما حقیقت این است که سکوتِ طولانی، زندگی را از درون تهی می‌کند.
جهل؛ دشمن پنهان آزادی
جهل همیشه خشن نیست. گاهی آرام است، شبیه لالایی‌ای که تو را می‌خواباند تا دزد، بی‌صدا خانه را خالی کند. جهل خطرناک‌تر از ظلم است؛ چون ظلم دیده می‌شود، اما جهل پذیرفته می‌شود.
ما را نترسانند از زنجیر؛ ما را به زنجیر عادت دادند. اسمش را گذاشتند قانون، امنیت، مصلحت. و ما، ناخواسته، برای زندانی دست زدیم که دیوارهایش را خودمان رنگ کرده بودیم.
آگاهی چرا ترسناک است؟
دشمن دارد، نه به‌خاطر حرف‌هایی که می‌زند، بلکه به‌خاطر چیزهایی است که پنهان نمی‌شود. وقتی مردم بفهمند، دروغ می‌شود لباس عوض کند. دیگر نمی‌تواند ساده کند.
هیچ استبدادی فقط با زور دوم نیاورده است. همه شان بر نادانی شانه اند. تا وقتی ندانیم، آن‌ها باید قوی باشند.
آزادی یک تمرین است
آزادی شعار نیست که روی دیوار بنویسی و رد شوی. تمرین آزادی تمرین شک، تمرین پرسش، تمرین «نه» گفتن وقتی همه بله را امن‌تر می‌دانند.
آزادی یعنی فهمیدی چرا فقیر مانده‌ای، دیگر به صدقه قانع نشوی. یعنی متوجه مشکلی فقط نبود نان نیست. نبودِ فهم نان است.
جمع آوری
من آزادی را در رفتن ندیدم؛ در فهمیدن دیدم. فهمیدن که اگر نپرسم، اگر نخوانم، هیچ زندانی لازم نیست تا مرا محدود کند.
آزادی یعنی احساس و درد دارد. شاید برای همین است که همه از آزادی حرف می‌زنند، اما کمتر کسی حاضر است هزینه‌اش را بپردازد.

آزادی یعنی احساس و درد دارد. شاید برای همین است که همه از  آزادی حرف می‌زنند، اما کمتر کسی حاضر است هزینه‌اش را بپردازد، 


این یادداشت برای وبلاگ نوشته شده و بازنشر آن با ذکر منبع آزاد است.



نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

منبع پنهان قدرت انسان سفری از قلب به قلمرو مغز

عشق؛ مرگِ توهم، تولدِ آگاهی

بیداری »» ناجی درون »» و اصالت آگاهی,The Awakening »» The Inner Savior »» and the Authenticity of